قصههای جورواجور در هر قسمت از قصههای جورواجور یک قصۀ جالب و شنیدنی برای کوچولوهای عزیز گفته میشود.
دوستان خوب یک موش سفید به نام نرمک، یک قورباغه سبز به نام سبزک، یک سگ آبی به نام قهوهای، یک خارپشت به نام خارخاری و یک سنجاب به نام نارنجی دوستان خوب قصۀ ما هستند.
ماشا و آقا خرسه آقا خرسه در نزدیکی خانۀ خانوم کوچولو یک خانۀ زیبا دارد. بزرگترین تفریح خانوم کوچولو این است که هر روز به خانۀ آقا خرسه رفته و ساعاتی را با او بگذراند.
تیپ و تاپ «شب بخیر، عمو فایدر! شب به خیر، بچهها!»... تیپ و تپ روز سختی را گذراندهاند. آنها در هر قسمت دچار مشکلی شده و به کمک عمو فایدر نجات پیدا میکنند.
پابلو، روباه کوچولوی قرمز در سوراخی پایین یک درخت بزرگ، در حیاط خانهای، سه بچه روباه به همراه پدر و مادرشان زندگی میکنند.
مدادهای رنگی چند مداد رنگی کوچک به کمک همدیگر نقاشی زیبایی را میکشند. این نقاشیها از صفحۀ نقاشی بیرون آمده و با مداد رنگیها بازی میکنند.
دهکده بزابزا - 2 شنگول و منگول و حبۀ انگور به همراه مادرشان بُزبُزَکان، در دهکدۀ بُزابُزا زندگی میکنند. گُرگول هم همیشه در انتظار فرصتی است تا بزغالهها را شکار کند!
مباحث ریاضی مداد کوچولویی با دوستان مهربونش در جنگل بازی میکند. او روی زمین چیزهای مختلفی میکشد و به آنها آموزش میدهد.
تراکتور قرمز کوچولو تراکتور قرمز از رانندۀ خود، استن، خیلی راضی است چون با اینکه او یک تراکتور قدیمی است، اما استن هر روز به او رسیدگی کرده و مدام او را تعمیر میکند.
فئودور، روباه کوچولو فئودور، روباه کوچولو، بزرگترین مشکلش این است که گوشت دوست ندارد! از نظر مادر، او با سایر روباهها تفاوت دارد و این اصلاً خوب نیست، درحالیکه خواهر و برادرهای او عاشق استخوان هستند.