فرشتههای آسمون مانی و مانا، در کنار مامان بزرگ و خالۀ مهربانشان چیزهای خوبی از زندگی یاد میگیرند. مثل مهربانی کردن با دیگران، کمک کردن به نیازمندان...
پنی پوپو و رزماری مابا، کسی است که مثل مامان و بابا، ما را خیلی دوست دارد، برای همین پنی، پوپو و رزماری همهجا را به دنبال نشونههای او میگردند تا روزی بالاخره پیدایش کنند.
باغوحش، پلاک 64 لوسی در خانه پلاک 64، در کوچۀ باغوحش زندگی میکند. خانۀ آنها درست چسبیده به باغوحش است.
داستانهای جوجهتیغی در یک انبار ماشینهای اسقاطی، چند حیوان کوچک و دوستداشتنی برای خود در ماشینها و دستگاههای بهدردنخور خانه درست کردهاند.
بابالوها شبها به محض اینکه همه به خواب میروند، زندگی بابالوها شروع میشود! بابالوها یا همان لوازمی که همه جا خاموش در اطراف ما هستند وقتی آدمها به خواب میروند شروع به حرکت میکنند.
دهکده بادامکیها دیلا، جُجو، لیلی و ناکتاک در دهکدۀ بادامکیها زندگی میکنند. آنها هر روز با بچههایی که به دهکدۀ آنها میآیند بازی و ورزش میکنند.
میشا میشا، یک موش کوچولوی مهربان است که در سوراخی زیر یک خانۀ بزرگ با مادربزرگش در کنار بقیۀ موشها زندگی میکند.
فنل ونل پیپا، ویلی، تانیا و تونیا، تامِک و خواهر کوچولویش سارا به همراه 4 بچۀ دیگر در آپارتمان فنل ونل شمارۀ 19 زندگی میکنند.
ماجراهای هیولآباد گلی، فلفلی، فسقلی، سهشاخ، هیولک، پاگنده، دانا و توانا از بچههای خوب هیولآباد هستند. در این شهر هیولاهای زیادی زندگی میکنند.
مولی و مولا مولی و مولا دو موشکور بازیگوش هستند. آنها برای اینکه روزهای خوشی داشته باشند، کارهای عجیبی میکنند تا تجربههای جدید بدست بیاورند و اطراف خود را بهتر بشناسند؛ اما گاهی اوقات هم به دردسر میافتند.