اتل متل توتوله کجایی حسن کوچوله؟
اون چیه تو آسمون که میگذره بینشون؟
اون یه هواپیما نیست که رفته تا آسمون؟
نه انگاری یه موشه میخواد بِره یه گوشه
نه مثل این که گربه است منتظر یه موشه
نه گربه نیست قوریه انگاری یک جوریه
شاید یه موج تنهاست منتظر یه دریاست
یه موج خسته از راه که انگاری تو رویاست
هیچ کدوم از اینا نیست
اون که تو آسمونه اون که به موج میمونه
یه ابره، یه ابری که توقلب آسمونه
خورشید به آب میتابه آب عاشق آفتابه
بخار میشه میپره می رسه تا ستاره
وقتی بخار گرم میشه میخواد با هم یکی شه
میشه یه ابر زیبا تا بباره همیشه
اتل متل دوردونه ابر مادر بارونه
آروم آروم میباره تو هرجا که بمونه
اتل و متل توتوله میبینی حسن کوچوله
ابرهای تو آسمون که میگذرن بیامون
باعث شادابین غروبها سُرخابین
روزها سفید و آبی شبها میشن مهتابی
ابرها آیۀ خدان نعمت خوب دنیان